تبليغاتX
وبلاگ رسمی طرفداران دکترمحمود احمدی نژاد
من دشمن تو و باورهای توهستم،اماآماده ام درراه آزادی باورهایت جان خودرا فداکنم.(چرچیل)

حماقت هاي زنجيره اي عناصر ضدانقلاب در هتاكي به ارزش ها و مقدسات ملت ايران و ريزش پياپي نيروها، وضعيتي بحراني در ميان محافل مذكور به وجود آورده است. گروهك ها و عناصر ضدانقلاب كه با هدف جلب دلارهاي آمريكا به هنجارشكني گسترده روي آورده و وعده داده بودند كار انقلاب اسلامي را يكسره مي كنند اكنون در اظهارنظرهاي گوناگون نسبت به بن بست و ريزش به وجود آمده هشدار مي دهند.
در اين زمينه سايت وابسته به سازمان «سيا» (گويا نيوز) با اشاره به اقتدار نظام در برخورد با هتاكي اوباش آشوبگر نوشت: جنبش سبز فاقد رهبري كنشگرانه است. اكنون سران جنبش به ترديد و دودلي افتاده اند و بدون ابتكار آنها، نمي توان از نيروها توقعي داشت.
گويانيوز اضافه كرد: «شايد بهترين كار در اين مقطع صدور بيانيه اي از طرف سران جنبش باشد كه رسماً از طرفداران]!؟[ بخواهند حركت هاي خياباني را براي 2 ماه به حالت تعليق درآورند».
دعوت به تعليق لمپنيسم خياباني در حالي است كه اساساً جريان فتنه با افتضاحات زنجيره اي روز قدس، 13آبان، 16آذر و روز عاشورا، ديگر رمق فراخوان نيرو و خياباني شدن ندارد به نحوي كه دعوت روز عاشورا- قبل از رقم خوردن رسوايي بزرگ اين روز- براي راهپيمايي عمومي از ميدان امام حسين تا آزادي، با حضور نقطه اي و لكه اي چند ده نفره در برخي خيابان ها و فرار از صحنه پس از مشاهده به ميدان آمدن مردم سوگوار همراه شد.
به همين دليل هم «ايران گلوبال» ديگر سايت ضدانقلابي كه به عنوان ترمينال گروهك هاي ورشكسته عمل مي كند، طي تحليلي نوشت: تجمع از انقلاب تا آزادي يا تجمع در هر جاي ديگر شهر، يك تجمع فرسايشي و خسته كننده است و در صورت تكرار اين بار تعداد بسيار كمتري شركت مي كنند. نتيجه چنين كارهايي اصلا معلوم نيست.
اما اسفناك تر از همه، تحليل ارگان رسمي سازمان سيا(راديو فردا) به قلم اكبر- گاف (از عناصر فراري بدنام حتي در ميان مدعيان اصلاح طلبي) است. در نوشته راديو فردا آمده است: خيابان هدف نبود اما گويي به هدف تبديل شد. با اين روند دچار روزمرگي مي شويم. يك روز با عمل وداع كرده بوديم و امروز چهره هاي شاخص جنبش، خود را به عمل پوپوليستي سپرده اند.
ارگان سيا مي افزايد: آيا به علت اختلاف در راهبردها و شعارها و اتهام خودي و غيرخودي مي شود جنبش را بدون برنامه پيش برد؟ ممكن است نظر برخي چهره ها به مذاق برخي ديگر خوش نيايد يا اظهارات برخي باعث جدا شدن بعضي ديگر از جنبش شود. اما اين، توجيه كافي براي فقدان برنامه و روشن نبودن نقشه راه نمي تواند باشد... فاعلان جنبش نبايد سخناني به زبان برانند كه شكاف بي دينان- دينداران در جنبش جدي شود.
سايت راديو فردا همچنين نسبت به اتخاذ تاكتيك ها و استراتژي هاي بد هشدار داد و نوشت: دفاع از آيت الله خميني و الگو قرار دادن آرا و افكار او(نظير اظهارات خاتمي) استراتژيكي است يا تاكتيكي؟ سنگر گرفتن در پشت آيت الله خميني پيامدهايي دارد كه نمي توان آنها را ناديده گرفت. وقتي چهره هاي شاخص جنبش خود را پيروان آيت الله خميني معرفي مي كنند، خود و سبزها را وارد گفتماني مي كنند كه رهايي از آن بسيار دشوار است. در اين صورت طرفداران نظام به سخن آيت الله خميني استناد مي جويند كه «پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد». آنان سخنان بي شماري از آيت الله خميني نقل خواهند كرد تا نشان دهند چهره هاي شاخص جنبش سبز دروغ مي گويند كه پيرو خط امام هستند. البته اين چهره ها شايد براي نابود نشدن چاره اي جز توسل به آيت الله خميني نداشته باشند اما وقايع اخير نشان داد در اينجا با استراتژي و تاكتيك بد مواجه شده ايم. بايد مثل آيت الله منتظري كه مقابل خميني ايستاد، عمل كرد.
همكار ارگان سازمان سيا كه پيش از اين در روزنامه صبح امروز حق را به جانب يزيد داده و ريخته شدن خون امام حسين را مشروع! جلوه داده بود، همچنين هشدار داد: انتخاب گفتمان حسيني- يزيدي، استراتژي بسيار خطرناكي است. امام حسين تمام مبارزه خونين تاريخ شيعيان است و همين منبع در ايجاد انقلاب 57 نقش اساسي داشت. تجربه انقلاب 57، پيامدهاي گفتمان حسيني- يزيدي را روشن كرده است. گفتمان مذكور راه مذاكره و بده- بستان براي دموكراسي را مسدود مي سازد.
وي در پايان نوشت: جنبش سبز به استراتژي روشن محتاج است. روش هاي خشونت بار چاره بيچارگي ما نيستند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 22:32  توسط جوانان اصفهان | 

بيش از شش ماه از دوران انتخابات رياست جمهوري مي گذرد. سخن گفتن دوباره از وقايع آن روزهاي پر تب و تاب، جز آنكه مجددا ما را به ياد آن شرايط سخت و نگران كننده بياندازد هيچ ثمري ندارد. اما سواي آنكه چه كسي با رأي مردم به پيروزي رسيد و چه كساني به آرزوي خود نرسيدند، حقايق فراواني براي مردم پاكدل ما روشن گرديد. و هم زمان، اميد مي رود كه اگر نه در آن روزها، لااقل پس از اين مدت طولاني و با كمك ها و راهنمايي هاي مختلفي كه رهبر معظم انقلاب در محافل گوناگون داشته اند، بسياري از ناآگاهان، از حقايق آشكار و نهان مطلع گردند و از انحراف خود دست بردارند. خوشبختانه در مدت كوتاهي پس از انتخابات، بسياري از مردم مؤمن و حقيقت خواه كشور به ويژه كساني كه از روي پاكدلي و اميد، رأي خود را به آقاي موسوي داده بودند، دريافتند كه تحت نام سيادت و پرچم سبز، چه نقشه هاي خطرناكي براي آينده كشور ترسيم شده بود و دشمنان زودباور خارجي ما همچون فرانسه، انگليس، اسرائيل و آمريكا، چه اميدهايي به اين كودتاي سبز داشته و دارند و چه حمايت هايي از سردمداران اين جريان و بويژه از آقايان موسوي و خاتمي و كروبي مي شود. اما روي برگرداندن اكثريتي از مردم از سران توطئه گر كودتاي مخملي، موجب نگرديد كه همان چند نفر آقايان با وجود شرايط مختلفي كه براي بازگشتشان فراهم بود، به سوي مردم و راه راست بازگردند. از سوي ديگر، گاه شنيده مي شود كه برخي از شخصيت هاي كشوري همچنان براي سران فتنه دل مي سوزانند و به هر نحو، از آنان تقاضاي بازگشت دارند. ولي آيا واقعا اين شش ماه، براي آنكه اين آقايان حقايق را بدانند و از ملت شريف ايران عذرخواهي كنند فرصت و زماني كافي نبوده است؟ اساسا چرا ما و شما تصور مي كنيم كه اين آقايان ناآگاه هستند و ما وظيفه داريم آنان را از مسائل آشكار و پنهان مطلع كنيم؟ آيا آنها با وجود تماس هاي فراواني كه با داخل و خارج و دوست و دشمن دارند، از آنچه در خيايان ها رخ مي دهد و آبرويي كه از كشور مي برند بي خبرند؟ مگر ما نمي بينيم كه آنان خود در اطلاعيه ها و سخنراني هايشان، كراراً به مخالفت با نظام اسلامي و رهبري و ولايت فقيه و قانون پرداخته و دوستان اندك خود را به ايجاد اغتشاش و درگيري تشويق مي كنند؟ وقتي آقاي موسوي در آخرين فيلم تبليغاتي خود در زمان انتخابات كه از سيماي جمهوري اسلامي براي عموم مردم پخش شد، با صراحت كامل اعلام كرد «ما مي خواهيم حكومت استبدادي را به حكومت مردمي تبديل كنيم»، نظر به كدام حكومت و حاكميت داشت؟ واقعا چه كساني حكومت ما را حكومت استبدادي تصور مي كنند و يا آنچه اين آقا و هم فكرانش مي خواستند در ايران ايجاد كنند چه حكومتي بود؟ آيا گفته هاي ايشان شما را به ياد سخنان بوش و اوباما و ديگر مستكبران نمي اندازد؟
اساسا چرا برخي تصور مي كنند هر آنكس كه زماني مسئوليت يا موقعيتي در كشور داشته و دارند، تا انتهاي عمر، هر خطا و انحرافي داشته باشد، بايد مورد عفو و سرپوش قرار گيرد و احترام او به هر حال حفظ شود، اما ديگر مردم به خاطر كوچك ترين اشتباهي مورد مؤاخذه قرار گيرند؟ تصور نمي فرمائيد كه فقط همان اندك افرادي كه در خيابان ها به مخالفت با نظام و معتقدات ديني مردم و كشور پرداخته اند و به تخريب و شورش دست مي زنند، هنجارشكن و خطرناكند، و آقاياني كه موجبات اين مخالفت را فراهم مي سازند بايد هنوز مورد لطف قرار گيرند؟ حقيقت آن است كه اگر چه حساب هر كس در پرونده دنيوي و اخروي اش با ديگري متفاوت است، اما حساب اين آقايان كه به واقع سران و تقويت كنندگان اصلي ناآراميها بوده اند، نه تنها از ديگر اغتشاشگران جدا نيست، بلكه چون همين ها هستند كه چندين ماه كشور را در ناآرامي و التهاب نگهداشته اند و فكر و روح مردم را مي آزارند، پرونده اي بسيار سنگين تر دارند. اينان همان كساني هستند كه نه فقط در طول اين شش ماه، بلكه از سال ها قبل، دست در دست آمريكا و اسرائيل و انگليس، علنا در برابر قانون و در مقابل اسلام و مسلمين قرار داشتند و علاوه بر آنكه از مخالفت هاي صريح خود با رهبري و قانون كشور دست برنداشته اند، بدون آنكه احساس خجالت و خيانت كنند، مورد تشويق و كمك مادي و تبليغاتي دشمنان خارجي نيز قرار گرفته اند. از اين رو، سران فتنه نه تنها نبايد مورد احترام و دعوت قرار گيرند، بلكه بايد با قاطع ترين وجهي مورد توبيخ و مجازات باشند. بله و تنها از آن رو كه مجازات و محاكمه آنان بايد سخت تر از تعدادي جوان ساده لوح و بي اطلاع باشد، حسابشان از ديگران جداست و تا زماني كه قانون و دادگاه ها بطور جدي به پرونده اين آقايان نپردازند، هيچكس اجازه ندارد بيش از اين براي آنان لطف و ارفاقي را مطرح كند، زيرا كه آنان ريشه تمامي اين مفاسد و ناآرامي ها هستند.

دكتر محمود طاهري

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 22:30  توسط جوانان اصفهان | 

رئيس دولت اصلاحات مي گويد: مرزهاي ما افراد ضد دين و حتي كساني كه مي گويند دين نبايد در سياست دخالت كند مشخص است.
به گزارش بنياد باران، سيدمحمدخاتمي با اشاره به جلسات تبيين اصلاحات در سال گذشته و در بنياد باران گفته است: دوستان جزوه تبيين اصلاحات و توضيحات ما در آن چهار جلسه را بخوانند. مرزهاي ما با آنهايي كه ضد دينند، با متحجران، حتي با كساني كه مي گويند دين نبايد در حيات سياسي دخالت كند، در دفاع از انسان، كرامت انسان و حقوق انسان و اخلاق و عدالت مشخص است.
وي همچنين با تجليل از امام حسين(ع) گفت: عشق به اهل بيت به خصوص اباعبدالله در هر ايراني وجود دارد حتي افرادي كه ممكن است اعتقادات قوي نداشته باشند يا حتي مسلمان نباشند.
خاتمي افزود: ما اسلام واقعي را در بينش و روش امام مي بينيم كه «جمهوري اسلامي» را مطرح مي كند يعني دموكراسي را پذيرفته است اما به نقص هائي كه دموكراسي دارد و جامعه شناسان و فيلسوفان غرب هم آن ها را مطرح كرده اند يعني فقدان عنصر معنوي و الهي در درون جوامع، توجه كرده و جمهوري اسلامي يعني آن ارزشها هم به دموكراسي اضافه شود.»
وي تصريح كرد: «وقتي با اهانت به عكس حضرت امام، جان مردم ما آتش مي گيرد، به دليل اين است كه آن امام، واقعاً نماينده تفكر اسلامي است كه انسان هاي اين مرز و بوم به آن دلبسته اند براي اين است كه امام خميني مظهر آزادگي و آزادي ملت ايران است؛ كدام كلام بالاتر از اين براي مردم سالاري است كه ميزان رأي مردم است؟»
خاتمي ادامه داد: «امام خميني كه شوخي نكرده اند! ميزان رأي مردم است يعني چي؟ اگر كساني در جامعه بيايند بگويند ما روش هايي كه داريم حداقلش اين است كه اين ميزان رأي مردم است اين خط امام و راه امام است و بايد مورد احترام قرار بگيرد نه اينكه با همه تهمت ها، فشارها، زجرها و كوبيدن ها او را بخواهند از نظام جدا كنند.»
وي با اشاره به حوادث بعد از انتخابات اظهار داشت: «در اين حوادث مسائل تلخ فراواني پيش آمد كه من فقط مسأله اي كوچك را مطرح مي كنم. اينكه گفته شود آنچه پيش آمده مورد قبول اكثريت مردم است پوشاندن مسأله است.» اگر آمارگيري كنيم مي بينيم كه اكثريت مردم از نحوه اداره جامعه راضي نيستند و نارضايتي در متن جامعه وجود دارد.
ادعاي مرزبندي با جريان هاي ضد دين سكولار و تأكيد بر «جمهوري اسلامي» و «ميراث امام خميني» در حالي از سوي آقاي خاتمي مطرح مي شود كه سردمداران استكبار در دنيا (رژيم هاي آمريكا و انگليس) به عنوان دشمنان اصلي اسلام و انقلاب اسلامي، بارها به صراحت از عملكرد آقاي خاتمي و حلقه اطراف وي- از جمله در انتخابات اخير- حمايت كرده اند و سأال اين است كه آيا آنها پس از چند دهه نقض جمهوري و رأي ملت ايران در روزگار پهلوي، طرفدار جمهوريت و «جمهوري اسلامي» شده اند كه از امثال خاتمي و موسوي و... حمايت مي كنند. همچنين است جريان هاي گروهكي ضد انقلاب كه هم اكنون نيز بر عليه امام و ولايت فقيه عقده گشايي مي كنند اما طرفداران دو آتشه كساني چون خاتمي شده اند و در تجمعات ضد انقلابي خود از جمهوري ايراني به جاي جمهوري اسلامي سخن گفتند بي آن كه با كوچك ترين اعتراض خاتمي مواجه شوند.
درباره رأي مردم و اكثريت هم تنها مكانيزم داوري، صندوق انتخابات است و هر جرياني كه به خاطر تودهني خوردن از مردم، زير اين قاعده بزند و با اين وجود از «آمارگيري» دم بزند، قطعاً به دنبال سوفسطايي گري و مردم فريبي است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 18:47  توسط جوانان اصفهان | 

قائم مقام سازمان صدا و سيما در پاسخ به نامه اخير همتاي خود در مأسسه نشر آثار حضرت امام(ره) ضمن ابراز تأسف از انكار اهانت عناصر فتنه به ساحت حضرت امام خميني(ره) از سوي اين مأسسه اعلام كرد كه اگر شما در مقابل اهانت هاي قبلي به رهبر كبير انقلاب سكوت نمي كرديد كار به اينجا نمي كشيد.
«علي دارابي» در پاسخ به نامه «حميد انصاري» آورده است: «نامه جنابعالي به رئيس محترم سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران در خصوص حوادث 61 آذر سال جاري و اسائه ادب و هتك حرمت نسبت به ساحت حضرت امام خميني(ره) واصل شد. از اينكه مأسسه تنظيم و نشر آثار پس از ماه ها سكوت و مشاهده هجوم سامان يافته استكبار جهاني با پشتيباني برخي خواص ناآگاه و همراهي عناصر فتنه به بنيان هاي مرصوص رهبر كبير انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني(ره) با تأخير بس فراوان اقدام به واكنش كرده است، آن را به فال نيك مي گيريم.
جنابعالي در نامه خود كه قبل از وصول در پايگاه هاي اطلاع رساني بازتاب يافته بود، آنقدر از هتك حرمت و اسائه ادب به ساحت مقدس حضرت امام خميني(ره) برآشفته شديد كه اصل موضوع را «دروغ بين و مسلم» انگاشتيد. استدلال شما هم عدم گزارش شبكه هاي ماهواره اي و ديگران از پاره شدن تصوير امام(ره) بوده است. ترديدي نيست كه براي همه عاشقان و دوستداران انقلاب اسلامي و امام خميني(ره) بروز چنين واقعه اي يك عزا و سوگ بزرگ است و بايد نه تنها ملت ايران بلكه امت اسلام و بالاتر جهان بشريت در اين حادثه به سوگ بنشيند. اما آگاه باشيد كه متأسفانه اين حادثه واقعي است و با كمال تأسف بسياري از شبكه هاي تلويزيوني بيگانه تصاوير و گزارش هاي مشروح تري را در اين خصوص با آب و تاب پخش كرده اند.
در ادامه اين جوابيه آمده است: - اگر آن موقع كه برخي مدعيان اصلاح طلبي كه امروز هم صدا با ضد انقلابيون فراري و خوانندگان دوران ستم شاهي عليه نظام اسلامي و ارزشهاي آن متحد شده اند و از سپردن افكار و انديشه هاي امام خميني(ره) به موزه ها سخن مي گفتند، شما و دوستان مأسسه موضع گيري به موقع مي كرديد،
- اگر در روز جهاني قدس- كه امام خميني(ره) آن را روز اسلام و روز رسول الله (ص) ناميدند- شعارهاي انحرافي «نه غزه، نه لبنان» را سردادند، موضع گيري مي كرديد،
- اگر در روز 31 آبان روز مبارزه با استكبار جهاني- كه امام خميني (ره) آن را انقلاب دوم و بزرگتر از انقلاب اول ناميدند و همچنين فرمودند: «خط اين بود كه اصلاً آمريكا منسي بشود.يك دسته شوروي را طرح مي كردند تا آمريكا منسي بشود.» - در ارتباط با شعارهاي انحرافي از قبيل مرگ بر روسيه و... موضع مي گرفتيد،
- اگر «مأسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره)» در برابر شعار اغتشاشگران و عوامل فتنه كه خواهان «جمهوري ايراني» بودند موضع گيري مي كرد و جمهوري اسلامي را كه امام خميني(ره) فرمود: «نه يك كلمه زياد و نه يك كلمه كم» حمايت و پشتيباني مي كرديد و صراحتاً برائت خود را از شعارهاي ساختارشكنانه اعلام مي نموديد،
- اگر شما در برابر فتنه گران كه نظام اسلامي را كه امام خميني(ره) حفظ آن را اوجب واجبات برشمردند موضع مي گرفتيد،
- اگر شما در برابر اهانت هاي مكرر اغتشاشگران به اصل ولايت فقيه كه امام خميني(ره) آن را مترقي ترين اصل قانون اساسي برشمردند و فرمودند مخالف ديكتاتوري است و پشتيباني از آن ضامن سلامت و آسيب ناپذيري نظام است، موضع گيري مي كرديد،
- و دهها اگر ديگر، امروز شايد شاهد اين روزها و چنين صحنه هايي نبوديم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 6:38  توسط جوانان اصفهان | 

سران فتنه كه باور نمي كردند پاره كردن تصوير مبارك حضرت امام(ره) از سوي اراذل و اوباش در استخدام خود تا اين اندازه مردم را به خشم آورده و مجازات بي درنگ آنها را خواستار شوند با دستپاچگي چند نفر را به سراغ آيت الله موسوي اردبيلي و شيخ يوسف صانعي فرستاده و تلاش كرده اند ضمن تظاهر به پيروي از امام(ره) پاره كردن عكس آن بزرگوار را تا آنجا كه امكان دارد انكار كرده و چنانچه اين انكار ناممكن بود در وابستگي اراذل اهانت كننده به جريان سبز اموي ابراز ترديد كنند!
از شيخ يوسف صانعي كه انتظاري نيست!! اما حضرت آيت الله موسوي اردبيلي از شخصيت هاي برجسته انقلاب هستند و با توجه به مراتب علمي ايشان و ارادتي كه به حضرت امام(ره) داشته و دارند نمي توان باور كرد آنچه به نقل از اين مرجع ديني در رسانه هاي وابسته به سران فتنه آمده است، صحت داشته باشد، مخصوصاً آن كه رسانه هاي ياد شده در تحريف سخن بزرگان- چه با تغيير كلام و چه حذف بخش هايي از آن- يد طولايي دارند ولي ، از آنجا كه اين سخنان به حضرت آيت الله موسوي اردبيلي نسبت داده شده و در رسانه ها آمده است، با عرض پوزش از محضر اين عالم برجسته ديني، اشاره به نكاتي درباره اظهارات ايشان كه بيشتر به سؤال -از محضر بزرگان شبيه است- ضروري به نظر مي رسد؛
1- آيت الله موسوي اردبيلي فرموده اند «مي گويند چرا درباره مسائل داخلي سكوت كرده ايد؟ حال آن كه در مسائل داخلي هم حرف زديم، اما صدايمان به جايي نرسيد». در اين باره جاي پرسش است كه مگر سران فتنه و ابواب جمعي آنان- از جمله چند نفري كه در جلسه ياد شده خدمت ايشان رسيده بودند- طي چندماه اخير، به گونه اي آشكار و بي پرده با آموزه هاي اسلامي و انقلابي امام راحل(ره) مقابله نكرده اند؟ آيا شعار هواداران اين جريان به نفع اسرائيل در روز قدس و به نفع آمريكا در روز 13 آبان، ائتلاف با نهضت آزادي كه حضرت امام(ره) آن را غيرقانوني و آمريكايي مي دانستند، فالوده خوردن با منتظري كه مطرود امام راحل(ره) بود ائتلاف اعلام شده و انكار نشده با منافقين، بهايي ها، سلطنت طلب ها و ده ها نمونه ديگر از اين دست و نهايتاً پاره كردن تصوير مبارك حضرت امام(ره) جزو مسائل داخلي نظام نبود؟ اگر بود- كه بود و هست- چرا اظهارنظري در توبيخ و محكوم كردن اين اقدامات زشت و پلشت از حضرت آيت الله شنيده نشد؟ آيا انتظار نبود جنابعالي به سران فتنه نهيب بزنيد كه اگر با اسرائيل و آمريكا همراه نيستيد چرا هوادارانتان را به خاطر حمايت از آمريكا و اسرائيل محكوم نمي كنيد؟ و مخصوصاً آن كه اعلام موضع در اين موارد از جمله رسالت خطير علماي اعلام و مراجع ديني است و به عنوان يك پرسش- صرفا جهت آگاهي و اطلاع- آيا حضرتعالي در اين زمينه ها موضعي اتخاذ فرموده و اعتراضي داشته ايد كه به فرموده خودتان «صدايتان به جايي نرسيده است»؟ نگارنده به اقتضاي حرفه خويش در جريان اخبار و رويدادهاي كشور قرار دارد ولي متاسفانه تاكنون اظهارنظري در نفي اين موارد از حضرتعالي به ياد ندارد و صد البته كمترين ترديدي درباره ارادت آن بزرگوار به اسلام و انقلاب و حضرت امام(ره) نيز در دورترين افق ذهن نگارنده نيست.
2- حضرت آيت الله موسوي اردبيلي فرموده اند «اگر شعار نه غزه نه لبنان، جانم فداي ايران، سرداده مي شود، دانشجويان و مردم با غزه مخالف نيستند، بلكه با من مخالف هستند كه از آن- يعني غزه- طرفداري مي كنم و در واقع مي خواهند حربه را از طرف مقابل بگيرند»!
در اين باره با عرض پوزش بايد گفت؛
الف: اطلاعات رسيده به حضرت آيت الله غلط و مغشوش است چرا كه شعار ضد انقلابي مورد اشاره را مردم و دانشجويان سر نداده اند، بلكه اين شعار توسط مشتي اندك از عوامل شناخته شده ضد انقلاب نظير منافقين و سلطنت طلب ها و مرفهين بي درد يعني هواداران سبز اموي در روز قدس سر داده شد و مردم و دانشجويان همان جمعيت ميليوني پيرو امام(ره) و رهبري بودند كه با شعارهاي ضد آمريكايي و ضد اسرائيلي خود در آن روز تحليل هاي آمريكا و اسرائيل و دنباله هاي داخلي آنها را- به قول حضرت امام(ره)- زير پاي خويش لگدمال كردند. بنابراين انتساب اين شعار به مردم و دانشجويان، اهانت به ملت بزرگ ايران و دانشجويان فدايي امام و رهبري است. آيا حضرت آيت الله خداي نخواسته توده هاي مردم و دانشجويان ايراني را طرفدار اسرائيل مي دانند؟! نستجير بالله... به يقين ساحت حضرت آيت الله از اين جفاي بزرگ دور است.
ب: استدلال آيت الله موسوي اردبيلي كه فرموده اند چون افرادي با حاميان غزه مخالفند و از مخالفان اسرائيل ناراضي هستند، براي مقابله با آنان به نفع اسرائيل و عليه غزه شعار داده اند!! با عرض پوزش، دور از انتظار بوده و اين اظهارنظر از شخصي مانند ايشان بسيار بعيد به نظر مي رسد. آيا حضرت آيت الله معتقدند مخالفت سران فتنه و هواداران آنها با كساني كه عليه اسرائيل شعار مي دهند مي تواند دليل قانع كننده اي براي حمايت آنان از اسرائيل باشد؟! مخصوصاً در روز قدس كه ابتكار امام راحل(ره) است و هويت ضد اسرائيلي دارد؟! با اين حساب اگر شخصي به هر علت با مومنان و خداپرستان مخالف بود، مطابق استدلال آيت الله موسوي اردبيلي، حق دارد- العياذ بالله- به خدا و پيامبر(ص) اهانت كند؟! حضرت آيت الله! لطفاً براي بنده عوامي مانند نگارنده توضيح بفرمائيد كه اين چه استدلالي است؟ آنهم از سوي يك مرجع تقليد و عالم ديني؟!
3- درباره اظهارات آيت الله موسوي اردبيلي اگرچه پرسش هاي ديگري نيز هست كه توضيح ايشان را مي طلبد ولي به همين اندازه بسنده مي شود و تنها به يك انتظار اشاره مي كنيم و آن، اين كه، كاش حضرت آيت الله از كسي كه به نمايندگي از سران فتنه نزد ايشان آمده بود مي پرسيدند؛ مگر نامه حضرت امام(ره) درباره عدم صلاحيت نهضت آزادي و آمريكايي بودن اين گروه خطاب به همين آقا نبود؟ اگر بود- كه بود- ائتلاف آنان با نهضت آزادي چگونه قابل توجيه است؟ و آيا مگر حضرت امام(ره) نفرموده بودند كه هرگاه بيگانگان و دشمنان اسلام از شما حمايت كردند نسبت به كار خود ترديد كرده و آن را رها كنيد؟ بنابراين، چرا آقايان در مقابل حمايت مشترك آمريكا، اسرائيل، منافقين، سلطنت طلب ها، بهائيان و... كمترين واكنشي از خود نشان نداده و هنوز هم نمي دهند. اين آقا به حضرتعالي گفته است رژيم صهيونيستي از مسائل بعد از انتخابات بيشترين بهره را برده است. اين سخن مصداق واقعي همان كلمه حقي است كه از آن اراده باطل شده است، و بايد از او مي پرسيديد، چه كساني به دستور صريح جرج سوروس، جين شارپ و توصيه قبلي و اعلام شده آمريكا و اسرائيل، ادعاي تقلب در انتخابات را پيش كشيدند و به جاي تن دادن به قانون براي بررسي ماجرا، دست به آشوب و بلوا زدند. كاش مي پرسيديد نظرش درباره اين اظهارنظر نتانياهو چيست كه چند روز قبل در كابينه اسرائيل از سران فتنه با عنوان «بزرگترين سرمايه اسرائيل» ياد كرده بود؟! و بالاخره، كاش حضرت آيت الله موسوي اردبيلي مراقب برخي از رفت و آمدها به بيت شريف خود باشند و تنها به سوابق افراد بسنده نفرمايند چرا كه به قول امام راحل(ره) ميزان حال فعلي افراد است و حال فعلي افراد به آساني از مواضع و عملكرد آنها قابل تشخيص است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 21:37  توسط جوانان اصفهان | 

به گزارش «تابناک»، این تصاویر که احتمالا توسط دوربین‌های صدا و سیما در دانشگاه امیر کبیر ضبط شده است، در بخش‌های گوناگون خبری صدا و سیما پخش شد. بنا بر این گزارش، به نظر می‌رسد که صدا و سیما برای نشان دادن ضدیت برخی از افراد حاضر در مراسمات 16 آذر با رهبر کبیر انقلاب اسلامی این تصاویر را پخش کرده است.نکته اینکه، اما نشان دادن این بی‌حرمتی به ساحت معمار کبیر انقلاب اسلامی، خود بی‌حرمتی دیگری از سوی صدا و سیما به امام راحل بود. مسوولان صدا و سیما، به بهانه نشان دادن یک عمل ناشایست و منفور، خود رفتار ناشایست دیگری انجام دادند که مصداق تام و تمام اشاعه فحشا در جامعه اسلامی ایران تلقی می‌شود. به نظر می‌رسد، مسوولان سیاسی این رسانه، ظرافت‌های اجتماعی و دقایق دینی را فراموش کرده‌اند که اشاعه و نشان دادن یک رفتار ناشایست در دراز مدت قبح آن عمل را خواهد شکست و راه را برای ادامه این عمل توسط افراد دیگری باز می‌کند.سایت تابناک مي‌افزاید: اکنون پرسش دوستداران انقلاب اسلامی این است که آیا مسوولان این رسانه مجازند برای نشان دادن ماهیت دشمنان واقعی اسلام، عریان‌ترین و قبیح‌ترین رفتار آنان علیه اسلام، نظام و ملت مسلمان ایران را در مهمترین ساعات پخش اخبار، پخش کنند؟ به هر صورت، گویی بی‌برنامگی مسوولان سیاسی صدا و سیما، سبب شده در هر رخدادی با انجام عملی انفعالی و واکنشی از هر ابزاری، ولو به قیمت قبح زدایی از عملی زشت همچون جسارت به ساحت بنیانگذار انقلاب اسلامی برای مقابله با رقیب استفاده کنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 12:20  توسط جوانان اصفهان | 

وزيرسابق فرهنگ و ارشاد اسلامي در پاسخ به كساني كه عليه سپاه پاسداران شعار مي دهند تاكيد كرد كه اگر سپاهيان نبودند چكمه آمريكائي ها روي گردنتان بود.
به گزارش خبرگزاري ها، «محمدحسين صفارهرندي» ديروز در جمع دانشجويان دانشگاه شهيدباهنر كرمان با اعلام اين مطلب افزود، بسيجي واقعي شهيدان همت و باكري هستند كه اگر امروز بودند پوست كساني را كه بر خلاف تفكرات امام، انقلاب و نظام حركت مي كردند، مي كندند.
وي در ادامه با برشمردن برخي شاخصه هاي جنبش دانشجويي گفت: جنبش دانشجويي اصيل دچار خطا در استراتژي هاي خود نمي شود و آنچه كه اكنون بعضي از دوستان غافل ما دچار شده اند، محصول نگاه نكردن به افتخاراتي است كه از پنجاه سال قبل وجود دارد.
صفارهرندي خطاب به دانشجويان حامي جنبش سبز اموي افزود: اعلام كنيد كه هيچ نسبتي با آن افتخارات جنبش دانشجويي نداريد و شما در هيچ كدام از اين افتخارات شريك نيستيد، به شرطي كه از اين به بعد اين افتخارات را به نفع خود مصادره نكنيد.
وي تصريح كرد: شماهايي كه از جمهوري اسلامي خجالت مي كشيد، چرا در ساز و كارهاي قانوني جمهوري اسلامي شركت مي كنيد و كسي كه جمهوري اسلامي را به جمهوري ايراني تبديل مي كند و آن را قبول ندارد، حق شركت به عنوان نامزد جمهوري اسلامي را ندارد.
صفارهرندي خاطر نشان كرد: كساني فريب كار هستند كه راهنماي چپ را مي زنند و به راست مي پيچند و فريب كار آن كسي است كه سه روز قبل از انتخابات دم از قانون گرايي مي زند، اما وقتي كه نتيجه انتخابات معلوم مي شود آن را قبول ندارد و قانون را زيرپا مي گذارد.
وي همچنين با اشاره به برخي تحركات فريب خوردگان حامي جنبش سبز اموي در روز دانشجو گفت: دوشنبه (16 آذر) در تهران جاي شما خالي بود كه مشاهده كنيد كه مردم با چه بي اعتنايي به كساني كه سطل هاي زباله را آتش مي زدند، نگاه مي كردند و من نمي دانم كه سطل هاي زباله چه هيزم تري به شما فروخته اند كه دست از سر آنها برنمي داريد!
هرندي در پايان به دانشجويان توصيه كرد كه مواظب باشيد هيچ وقت تن به ذلت اجنبي ها و بيگانگان ندهيد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 10:44  توسط جوانان اصفهان | 

در خودرو را باز كرد. به دوستش كه پشت فرمان نشسته بود گفت مي روم يك پاكت سيگار بخرم. پياده شد. مدتي گذشت و نيامد. سومي نگران شد. به راننده گفت رفيقمان دير كرد، مي روم دنبالش. در را باز كرد و پياده شد. اما او هم نيامد. راننده پس از مدتي به خود آمد و هراسان شد. راهنما زد، سرعت زياد خودرو را كم كرد و با زحمت در كنار اتوبان توقف كرد. تازه يادش آمد چه فاجعه اي رخ داده است. هر دو رفيقش زماني كه او با سرعت 140 كيلومتر در حال حركت در اتوبان بود، در خودرو را باز كرده و پياده! شده بودند تا دنبال سيگار بروند. هر سه نفر ساعتي پيش قرص اكس (روانگردان) مصرف كرده و از حالت عادي خارج شده بودند.
اين حادثه عجيب و دور از انتظار، چند ماه پيش رخ داد و جزئيات آن در رسانه ها منتشر شد. دور از انتظار مي نمود اما رخ داده بود. هر روز ده ها حادثه از اين قبيل در كشورهاي مختلف از جمله كشور ما رخ مي دهد تا شاهدي باشد بر اين ادعا كه همه رفتارها و رويكردها، سنجيده و عاقلانه و از سر شعور انساني نيست. چه بسا از ميان نوع بشر، افرادي هم پيدا مي شوند كه عقل را مي بوسند و مي گذارند كنار. و نيز، كسان ديگري هستند كه خيال مي كنند زيادي زيرك و عاقل هستند و همين توهم، آنها را وارد راهي مي كند كه به تدريج عقلشان مسخ مي شود و در اوج ادعاي زيركي، از ارتفاعي به بلنداي يك آسمانخراش به زير سقوط مي كنند. ديگران آنها را بر لب پرتگاه مي بينند اما آنها ناتوانند از اينكه لحظه اي از تار توهم تنيده به دور خويش بيرون بيايند و خود را كنترل كنند. سرنوشت تلخ و شوم چنين افرادي ناخواسته اسباب خنده و تمسخر ديگران مي شود هر چند كه عبرت آموزي و تأثر نسبت به اين صحنه ها، به عقل و انصاف نزديك تر است.
روز 16 آذر ديگري سپري شده و توقع آن است كه به ارزيابي حوادث اين روز پرداخته شود. چند كار مي شود كرد. يك شيوه اين است كه مانند برخي افراد جو گرفته، كري خواند و با هيجان سخن راند و مانند برخي رسانه هاي زنجيره اي (شبكه عنكبوت) خبرهاي «پيش ساخته»! و تحليل ها باسمه اي را به خورد خلق الله داد.اما راه ديگري هم هست و آن اينكه براي درك درست از واقعيت و سنجش ابعاد آن، «نسبت»ها را واقعي كرد، به «مقايسه» متوسل شد و حادثه را در «متن» و «فرايند تاريخي» (به مثابه عكسي از متن يك فيلم) مورد تحليل قرار داد.
با رويكرد اخير مي توان درباره 16 آذر 88 نكاتي را متذكر شد و به بحث گذاشت.
1-16 آذر ماهيتي «ضداستكباري- ضد استبدادي» دارد. اين روز، روز دانشجو شد چون 56 سال پيش در چنين روزي رژيم مستبد و سرسپرده شاه، 3 دانشجو را پيش پاي معاون رئيس جمهور آمريكا (نيكسون) به خاك و خون كشيد. آن روز بيش از 3 ماه از كودتاي مشترك انگليس و آمريكا براي بازگرداندن محمدرضا پهلوي به حكومت نگذشته بود. حادثه آن روز، سنگ بناي روز دانشجو و هويت ضداستكباري و ضداستبدادي فرزندان ملت ايران را گذاشت و هرگونه مغالطه و سفسطه در اين زمينه به نفع استكبار - ولو در پوشش قرائت هاي نو و تفسيرهاي هرمنوتيكي از آن- اسباب انگشت نما شدن است مانند كسي كه كت را زير شلوار بگذارد يا بدتر از آن شلوار را جاي كت و كت را جاي شلوار بپوشد. البته فرقه اي از جريان مدعي روشنفكري، نزديك يك قرن است كه درباره بسياري از پديده ها و سنت هاي اجتماعي- سياسي به شيوه پوشيدن شلوار و لباس پشت و رو عمل مي كند، كساني از سر بي خودي و ديگراني از سر مأموريت و معذوريت. اين فرقه نه فقط امروز، كه يكصد سال است جامه آزادي و روشنفكري و نقد را وارونه مي پوشد و در انتخاب جبهه، دقيقاً همان جا مي ايستد كه استكبار و استعمار و اقليت مورد حمايت او ايستاده اند. ..............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 23:10  توسط جوانان اصفهان | 

آشوبگري هاي پراكنده پياده نظام آمريكا در ايران روز گذشته در حالي انجام شد كه هيچ كدام از سران فتنه جرئت حضور در جمع دوستان خود را نيافتند.
از چند هفته پيش تمامي رسانه هاي وابسته به سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و انگليس از جمله بي بي سي فارسي و تلويزيون صداي آمريكا تمام ظرفيت هاي خود را بر تحريك مردم در جهت حمايت از جريان فتنه به كار گرفته بودند اما حوادث 16 آذر امسال نشان داد نه فقط مردم ايران اعتنايي به اين تبليغات نكردند بلكه سران فتنه هم آرام آرام در حال تكاپو براي يافتن كنج عافيت- بخوانيد سوراخ هاي موش- هستند.
ميرحسين موسوي كه غروب روز 15 آذر با صدور بيانيه اي از مردم خواسته بود در روز 16 آذر به «جنبش سبز»(!؟) بپيوندند ديروز ترجيح داد در خانه بنشيند و براي همراهي با تعداد اندك آشوبگران حتي يك قدم هم برندارد. برخي از اطرافيان جريان فتنه طي روزهاي اخير به شدت به موسوي اعتراض كرده بودند كه چرا در روز 13 آبان حتي سرش را از پنجره هايي كه در آن اقامت داشت بيرون نياورده است!
ديروز از مهدي كروبي هم كه طي هفته هاي گذشته سعي كرده بود چهره يك شعبان بي مخ كامل را از خود به نمايش بگذارد، نشاني نبود. گزارش هاي رسيده به خبرنگاران كيهان حاكي از آن است كه درون خانواده كروبي درباره حضور يا عدم حضور او در آشوب هاي 16 آذر اختلاف وجود داشته و وي نهايتاً به اين نتيجه رسيده كه در خانه ماندن بهتر از هر كار ديگري است. كروبي اخيراً در برخي ملاقات هاي خود از اين موضوع كه خاتمي و موسوي او را گوشت دم توپ كرده اند و او را براي حضور در خيابان تحريك مي كنند بي آنكه خود انگيزه اي براي اين كار داشته باشند، شديداً گله كرده بود.
محمد خاتمي هم كه از يكي دو روز قبل به برخي اطرافيان خود گفته بود در مراسم روز 16 آذر شركت نخواهد كرد، با به نمايش گذاشتن اوج فرصت طلبي ديروز در هيچ تجمعي حاضر نشد. خاتمي اخيراً تاكيد كرده است كه 16 آذر به ما ربطي ندارد و بيشتر در پي آن است كه رفتارهاي خائنانه خود در ايام انتخابات را رفع و رجوع كند.
در مجموع به نظر مي رسد عدم حضور سران فتنه در تجمعات روز 16 آذر اولا نشان دهنده آن است كه اين افراد به رويگرداني مردم از خود باور قطعي پيدا كرده اند و ثانياً ترجيح مي دهند با به ميدان كشاندن برخي جوانان دانشجو و امثال آنها خود از پرداخت هرگونه هزينه اي اجتناب كنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 22:50  توسط جوانان اصفهان | 

«مقصود ما از انتخاب زهرا رهنورد و معرفي او به عنوان يكي از متفكران سال 2009 اين نبود كه وي را واقعاً يك متفكر برجسته بدانيم، بلكه منظور ما اين بود كه موضوع جنبش سبز در ايران كه حركتي عليه نظام اسلامي اين كشور بوده است زنده بماند»!
در پي انتخاب زهرا رهنورد به عنوان يكي از متفكران سال 2009 از سوي مجله آمريكايي فارين پاليسي كه با اعتراض گسترده مجامع علمي و اكادميك در آمريكا روبرو شده بود، سرانجام خانم «سوزان گلاسر» دبير اجرايي اين مجله ناچار شد توضيح بدهد كه انتخاب زهرا رهنورد براساس معيارهاي علمي صورت نپذيرفته، بلكه انتخاب وي فقط براي كمك به مخالفان جمهوري اسلامي ايران و مطرح كردن نام آنها بوده است.
سوزان گلاسر در مصاحبه با راديو فردا- متعلق به سازمان سيا- و در پاسخ به اين پرسش مجامع علمي و آكادميك كه زهرا رهنورد چه ويژگي علمي دارد كه به عنوان يكي از متفكران سال 2009 انتخاب شده است؟ مي گويد «ما نام خانم زهرا رهنورد را به اين دليل در فهرست متفكران سال 2009 قرار داديم كه اين انتخاب باعث بحث و گفت وگو شود»!
در ليست 100 نفره مجله فارين پاليسي نام افرادي نظير عبدالكريم سروش، هنري كيسينجر، جرج سوروس و... نيز ديده مي شود.
گفتني است كه انتخاب زهرا رهنورد به عنوان يكي از 100 متفكر سال 2009 علاوه بر اعتراض مجامع علمي و آكادميك در آمريكا كه انتخاب وي را اهانت به علم مي دانستند اعتراض بسياري از گروههاي ضدانقلاب داخلي و مقيم خارج كشور را نيز به دنبال داشت. برخي از جريانات ضد انقلاب معتقد بودند انتخاب زهرا رهنورد به عنوان يكي از متفكران سال 2009- با توجه به هويت غير علمي و معمولي وي- چهره اپوزيسيون را مخدوش مي كند و اين تلقي را پديد مي آورد كه مخالفان جمهوري اسلامي ايران از علم و دانش بهره اي ندارند كه شخصي مثل زهرا رهنورد به عنوان متفكر! از ميان آنها انتخاب مي شود.
اظهارات سوزان گلاسر سردبير اجرايي فارين پاليسي در توجيه انتخاب زهرا رهنورد به عنوان چهره متفكر به وضوح نشان مي دهد كه دست اندركاران مجله مزبور از اين اقدام خود به شدت پشيمان و سرخورده شده اند و اما توجيه خانم گلاسر كه مقصود آنها مطرح كردن اپوزيسيون بوده است نيز اعتراف صريح به شكست و ناكامي «فتنه سبز» است. واقعيتي كه اين روزها به وضوح قابل ديدن است.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 23:11  توسط جوانان اصفهان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
فقدان دوست در دوران جواني، نشانه بدي به شمار مي رود. روح سالم هميشه يك دوست را كه سزاوار دوستي باشد، ملاقات خواهد كرد(بن جانسن)

پیوندهای روزانه
سخنان بزرگان
روزنامه کیهان
جنبش حمایت از دکتر احمدی نژاد
رجانیوز
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم دی 1388
هفته چهارم آذر 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
پیوندها
تا آخر هستیم
من یک ایرانی هستم
عدالت خواهی غرب اصفهان
دخترکوچولوي سياسي
احمدی نژاد ندای صداقت
شبانه
زنجیره ی وبلاگ های طرفدار دکتر احمدی نژاد
یادداشتهای یک ناراضی
میر حسین موسوی موجودی مضحک
شاعرامروزحامی دکتر
فرزند شهيد
گفتمان آزاد
حامیان چهل میلیون رأی
روزنه
وبلاگ حمایت رهبری از دولت نهم
احمدی نژاد محبوب جوانان ایران زمین
بهترین رییس جمهور ایران
وبگردی انتخاباتی
پیام اوران مهر
رییس جمهور ایران
دولت احمدی نژاد دولت مهر
همصدایی
آن سوی ابدیت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM